***وصیت نامه***
چند وقت پیش، یک شب که اتفاقا بدجوری هم خوابم می آمد فکر کردم که خُب، عُمر احتمالا دست خداست. لااقل مطمئنم دست من یکی که نیست. از کجا معلوم که فردایی هم باشد؟ لذا بر خود به عنوان یک انسان هوشمند و عاقبت اندیش واجب دیدم که تا دیر نشده وصیتم را بکنم. پس تمام چیزهایی که برایم مهم بود بعد از مرگم اجرا شود نوشتم. بعد فکر کردم آن را تایپ کنم که تر و تمیز باشد و در ضمن حالت رسمی تری داشته باشد.
قصدم از انتشارش در وبلاگ این است که سطح خودآگاهی را در ناخودآگاه جمعی خوانندگان وبلاگ ها، بالا ببرم و اگر قسمت شد از آن یک بازی ی وبلاگی ساخته شود.
انا لله و انا الیه راجعون
اِنی بکُم که به وَصیتی خاضعون
شکراً (۱)
با عرض سلام و خسته نباشید
این جانب، "فُلانِ فُلان- فُلانِ فُلانی"(2) در کمال سلامت عقلی و روانی و نیمچه سلامت جسمی این وصیت نامه را می نگارم.
*در صورت مطمئن شدن از فوت من خواهشمندم به هیچ وجه، تاکید میکنم: به هیچ وجه جسد مرا خاک نکنید. لطفا هرگز حتی به فرو کردن من بیچاره در خاک، فکر هم نکنید. ترجیح میدهم بنده را بسوزانید. اگر در ایران مُردن فرمودیم و قوانین جمهوری اسلامی به شما اجازه ی سوزاندن جسد را نداد این را بهانه نکنید. می توانید به جای پول قبر و اینها کمی خرج کرده مرا به هندوستان ببرید که کار را تمام کنند. اگر تاریخ پاسپورتم تا آن زمان به سر آمده بود و یا به هر دلیلی باز هم شرایط فراهم نشد، در بیابان یا دخمه ای یا دشتی یا کویری چیزی مرا رها کرده و به دنبال کارهایتان بروید. از سوزاندن نترسید و نگویید حاصل عمر یارو دود شد و رفت هوا. مهم این است که قانون اَنیشتَین به خطر نیفتد که نمی افتد چون بلاخره خاکستر نیز در این دنیا به یک چیزی تبدیل میشود و انرژی هدر نمی رود. اما اگر مامان گیر داد که: "پس کجا برم برای بچه م فاتحه بخونم؟" بگید بخونه و تو هوا فوت کنه. اگر بخواد چیزی به ما برسه، میرسه آقاجان!
*از تمام کارهایم عکس بگیرید و فایل بندی شان کنید. خواهش میکنم در این امر تنبلی نکنید. خودشان را هم تا جایی که ممکن است و جای خوابیدنتان را تنگ نمی کند! نگهداری کنید. دقت کنید که این مسئله برای من بخت برگشته مهم است! به هر حال می توانید از "فُلانِ1"(3) بخواهید تا در موردشان تصمیم گیری کند. البته اول، مرگ مرا به "فلان1" اطلاع دهید ولی نه جوری که هول کند و فشارش بیفتد. شماره اش در موبایل من هست. همین طور به شماره ای که با نام "فُلانِ2"(4) سیو شده تماس بگیرید و اطلاع بدهید! به هرحال دست کم مرگمان که تاریخی! ست و باید عالم و آدم خبردار شوند.
تمام وسایل مورد استفاده، قلم موها، رنگ ها و کاغذ و مقواها و خرده ریزها در صورت توافق خودتان به "فلان1" میرسد. در مورد دوربین ها و "ام پی تیری پلی یه ر" مرجی تصمیم بگیرد چون آخرش هم میدانم که این بخشندگی ها و تقسیمات من در این وصیت نامه الکی ست و هر تصمیمی که او در مورد میراث من بگیرد، هم آن عملی می شود!
*فایل های کامپیوتری،عکس ها، پوسترها و "نوشته" هایم را نزنید دلیت کنید. من برای اینها زحمت کشیده ام و روحم کلی عرق ریزی کرده. بنشینید دسته جمعی بخوانیدشان بل که چیزی یاد گرفتید. شاید هم دادید به آقای "فلان" که باهاش کتاب سازی کند.
*دستنویس های ایده ها و پیش طرح ها را به "فلان1" بدهید.
*هر پولی از راه کتاب های کارشده و یا فروش کارها و هر نوع عایدی که از قِبَل ِ مزخرفات و آیین نامه(5) های این صغیر سراپا تحقیر به دست آمد باید بین همهی اعضای خانواده تقسیم شود. بین مامان، آقاجون، سین ــ کاف، الف، نون، مرجی و صاد. به صاد کمی بیشتر بدهید، گناه دارد. هم چنین موبایل و سیم کارت به صاد می رسد. کامپیوتر و هارد اضافه و مخلفاتش را هم هرکسی لازم داشت بردارد.
*تمام فیلم ها، سی دی ها، دی وی دی ها و آرشیو موسیقی و فیلم و کارهای قاب شدهی توی هال! به "فلان2" می رسد.
*مجسمه هایی که از "زی می" خریدم دور نریزید! ماسک هایش را حتما به "فلان2" بدهید. بقیه اش را شاید یکی از فلان ها خواست. بهش بدهید.
*از کتاب های کتابخانه ام هرکدام را "فلان1" خواست می تواند بردارد البته با توافق مرجی که تقریبا خودش را صاحب همهی چیزهای من میدانست!
*خُب. بنده دیگر چیزی ندارم که تقسیم کنم. لباس و کفش و کیف و اینها را هم که هرکس اندازه اش بود یا دلش خواست بردارد، استفاده کند. می ماند قرضم به آقای "فلان نیا" و کلیپی ِ "فلان" و "فلان نت" و چندتایی قسط که زحمتش را بکشید. دست شما درد نکنه.
*اگر خواستید خیرات کنید خرماهایش تازه باشند و سفت یا خشک نباشند و هسته هایش را حتما درآورده تویش گردو گذاشته، سپس در پودر نارگیل یا شکلات غلطشان بدهید. کشک و نعناع داغ و پیاز داغ روی آش رشته را کم نریزید. حلوا کم روغن و بی مزه نباشد. یک کاری نکنید خاکستر من توی هوا بلغزد.
*لطفا هیچ مجلس عزایی برگزار نکنید و هیچ علاف هرزه گویی برای سخنرانی و اینها دعوت نکنید. هیچ کدام از فامیل ها حق ورود ندارند. فقط دوستانم. ضمنا خواهشمندم از پخش موسیقی های لس آنجلسی، تماشا کردن شبکه ی تپش و صدای آمریکا، در آن مجلس، اکیداً اجتناب کنید.
*زیاد از مُردنم ناراحت نشوید. من که به شخصه راحت شدم. درثانی دائم کنارتان هستم و میبینمتان. اگر پشت سرم حرف بزنید یا برگردید پشت سرتان را نگاه کنید می فهمم و آن وقت یک "روح بازی" ای سرتان در می آورم که خودتان را خیس کنید.
*یادتان باشد من آرزو به دل ِ ویولن و دوچرخه کوهستان مُردم. برام نخریدین.
*نی نیی الف اینا که بزرگ شد سعی کنید! هنرمند شود.
*همه را می بخشم به شرطی که همه هم مرا ببخشند.
*".......". این پس وُرد وبلاگم است که فقط به "فلان2" بگویید. او می تواند هر گونه تغییری خواست در نوشته های من بدهد و هر خزعبلی که دلش خواست آن تو بنویسد.
*این ها پنج تا ایمیل دروغینی ست که ساخته ام، با پسوردهایشان. فلان1 و2 هردو می توانند آن ها را چک کنند. زیاد فرقی نمی کند ولی آی دی هایش را هم چک کنند. کلی خنده است.
1 ........................
2 ........................
3 ........................
4 ........................
5 ........................
* این پسورد کامپیوتر است "......."
نکات و تواضیح:
(1) بازگشت همه به سوی اوست.
به راستی که وصیت مرا خاضعانه بخوانید و خاضعانه بدان عمل کنید.
تشکر ایلیرم.
(2) نام کامل خودم. به همراه پیش و پس وَند.
(3) "عین. تاء."، دوست صمیمی ام.
(4) چه. از برادران ارزشی.
(5) منظور، نقاشی های مان است.
شعر:
پرنده مردنی ست
ولی هم
مرگ پایان کبوتر نیست.